خسته روان
(انوری)
- آزرده خاطر، دل آزرده
همه خون من جوید اندر نهان/ نخستین ز من گشت خسته روان (فردوسی 2263)
- دلتنگ و غمگین
بدو گفت سیمرغ کای پهلوان/ مباش اندر این کار خسته روان (فردوسی 1471)
(دهخدا)
- خسته جان، خسته خاطر، غمناک، ملول، مهموم
پرستنده بشنید و آمد دوان/ بر خاک شد تند و خسته روان (فردوسی )
نگر تا که بینی به گرد جهان/ که او نیست از مرگ خسته روان (فردوسی)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است